كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

176

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ و هر كه بكند و بفعل درآرد منهيات مذكوره را عُدْواناً از روى تعدى و تجاوز از حدود وَ ظُلْماً و از وجه ستم و بيدادى فَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراً پس زود باشد كه درآريم او را در آتشى مراد از دوزخ است وَ كانَ ذلِكَ و هست اين درآوردن به آتش عَلَى اللَّهِ يَسِيراً بر خدا سهل و آسان إِنْ تَجْتَنِبُوا اگر به يك طرف شويد و پهلو تهى كنيد يعنى بپرهيزيد كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ از گناهان بزرگ كه نهى كرده شده‌ايد عَنْهُ از آن نُكَفِّرْ درگذرانيم و عفو كنيم عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ از شما گناهان خرد شما را از نمازى تا نمازى و از جمعه تا جمعه و از رمضانى تا رمضانى وَ نُدْخِلْكُمْ و درآريم شما را مُدْخَلًا كَرِيماً در موضع بزرگ و شريف كه آن بهشت‌ست ملخص آيت آنست كه هر كه از كبائر پرهيز كند صغائر او معفو شود نه بر سبيل وجوب بلكه بطريق جواز چه مىشايد كه حق سبحانه از كبائر عفو كند و بصغائر مؤاخذه نمايد يا برعكس علماء را در كبائر اختلافست بعضى برانند كه هر گناهى كه خدا از آن نهى كرده كبيره است و گفته‌اند كه هر چه ختم آن به آتش باشد چنانچه يدخله نارا يا بغضب و لعنت مانند و غضب اللّه عليهم و لعنهم يا به عذاب و نكال چنانچه و لهم عذاب اليم آن كبيره است و غير آن را از گناهان صغيره گويند و در انوار فرموده كه اقرب اقاويل به صحت رسيده آنست كه كبيره گناهى هست كه شارع بر آن حدى مرتب ساخته يا در باب او وعيدى بتصريح وارد گشته يا حرمت او بدليل قطعى ثابت شده و در تاويلات كاشى مذكورست كه اگر بپرهيزيد از كبائر كه اثبات غير است در وجود و اقرار بر وجود غير سيئات شما را عفو كنيم يعنى تلوينات ظهور نفس و قلب را محو گردانيم چه بعد از ظهور نور توحيد صفات ايشان را اثباتى نباشد و درآريم ايشان را بمدخل كريم كه حضرت جمع است بيت تا بكى در تفرقه سوزى چو شمع * غرقه شو در لجه درياى جمع . در لوائح فرموده كه تفرقه عبارت از آنست كه دل را به‌واسطه تعلق بامور متعدده پراكنده سازى و جمعيت آنكه از همه به مشاهده واحد پردازى رباعى اى در دل تو هزار مشكل ز همه * مشكل شود آسوده‌تر اوّل ز همه چون تفرقه دلست حاصل ز همه * دل را به يكى سپار و بگسل ز همه . در اسباب نزول آورده كه ام سلمه رض بعرض حضرت رسالت‌پناه ص رسانيد كه مردان شرف جهاد دارند و زنان از ان مثوبت محروم‌اند و رجال با وجود احراز غنائم و قوت تحصيل مكاسب دو برابر نساء از مال ميراث مىبرند و زنان با ضعف حال و كثرت احتياج نصف نصيب مردان گرفته راه حسرت مىسپرند كاشكى ما را در دائره رجوليت دخلى بودى تا از ثواب جهاد و نصيب ميراث بهره‌مندى شديم آيت آمد كه وَ لا تَتَمَنَّوْا و آرزو مبريد ما فَضَّلَ اللَّهُ آن چيزى را كه خدا افزونى داد بِهِ بدان چيز از امور مالى و جاى بَعْضَكُمْ برخى را از شما كه مردانند عَلى بَعْضٍ بر برخى ديگر كه زنانند لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مر مردان را نصيبيست و بهره مقدر مِمَّا اكْتَسَبُوا از ثواب آنچه كسب كرده‌اند چون جهاد و سائر اعمال خير وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ و مر زنان را بهره است مقدر مِمَّا اكْتَسَبْنَ از ثواب آنچه تعلق به عمل ايشان دارد چون عفت و طاعت ازدواج پس چون هر يك نصيبى معلوم و سهمى مفروض داريد آرزو به بهره ديگرى مبريد وَ سْئَلُوا اللَّهَ و بخواهيد از خدا و طلب كنيد مِنْ فَضْلِهِ از كرم و بخشش او تا مراد شما را برآرد إِنَّ اللَّهَ كانَ به درستى كه خدا هست بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً به همه چيزها دانا و چون معلوم شد كه وى داناست پس هر چه خواهد و بهر كه دهد چنان بايد و جز آن نشايد بيت گر مفلس و گر توانگرت گرداند * او مصلحت تو از تو بهتر داند آورده‌اند كه در زمان جاهليت فرزند اجنبى را پسر خود مىخواندند و در ميراث داخل سائر ورثه مىشد حق سبحانه از ان نهى كرد و فرمود